X
تبلیغات
رایتل


موسیقی ایرانی



اواز: دلکش


کلام ترانه: بیزن ترقی


کلام اواز: پیر پارس


همنواز اواز: پرویز یاحقی


اهنگ در اصفهان: پرویز یاحقی



مطلع ترانه:



تو ای امید جان من زدل شنو فغان من


 چو رفتم از دیار تو دگر مجو نشان من


به نگاهم بنگر به نگاهم بنگرکه تمنا دیدی ازان


سخن از دل بشنو که به نظاره تو  نگهم بگشوده زبان


موی تو قرارم بهم میزند چشم تو به مستی رهم میزند


لبهای تو خون در دلم میکند یاد تو زخود غافلم میکند


اه .... چه گنه کردم به تو دل بستم


به بر اتش به چه بنشستم


بلای تو جلوه زمان عشوه گری


برای دل ای بلای دل چون شرری


دلا که سیل غمت مرا سوی خود کشاند


بتا زمن تا خبر شوی هستیم نماند


موی تو قرارم بهم می زند


چشم تو به مستی رهم میزند


لبهای تو خون در دلم میکند


یاد تو زخود غافلم میکند


یا تو زخود غافلم میکند



مطلع اواز:



برو ای طبیبم از سر! که خبر ز سر ندارم


به خودم دمی رها کن! که ز خود خبر ندارم.


غمم ار خوری، ازین پس نکنم ز غمخوری بس؛




نظری به جز تو با کس چو کس دگر ندارم.


دگرم مگو که :" خواهم که ز درگهت برانم"



تو بر این و، من بر آنم که دل از تو برندارم.


ز زرت کنند زیور، به زرت کشند در بر،



من بینوای مضطر چه کنم که زر ندارم؟



به من ارچه می پرستم مدهید می که مستم،



مبرید دل ز دستم، که دل دگر ندارم.




دل حافظ ار بجویی، غم دل، ز تندخویی



چو بگویمت، بگویی:"سر دردسر ندارم!"